تبلیغات
اس ام اس جوک داستان دانلودو.... - جوک عرب

جوک عرب

نویسنده :یونس فرخ
تاریخ:پنجشنبه 24 آذر 1390-01:52 ب.ظ

  • عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور

  • یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه

  • عربه میره توالت، تا میاد بشینه یهو یك آروغ اساسی میزنهپا میشه، میگه: باز برعكس نشستم

  • آبادانیه میخواسته یك رفیق جدیدشو به باقی رفقا معرفی كنه، رو به رفقاش میكنه، میگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم میكنه، میگه: قاسم جانبچه‌ها

  •  یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چكار میكنی ؟ میگه : میفروشم . میرم كویت!!!

  •  یه باربه یه آبادانی و اصفهانی وتهرانی می گن كه كی ماهی بزرگ گرفته.اصفهانی میگه من ماهی ۱۸ متری گرفتم. تهرانی میگه۱۹متری.آبادانی میگه۱۰متری.بهش میگن اینكه از همه كوچیكه.میگه:ولك چشاش اینقدره……

  •  یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

  • از یه دختر عرب می پرسند: ۴ تا پستاندار نام ببر میگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در میارم

  • عربه تو ماه رمضان می‏ره در خونه رفیقش می‏بینه كه رفیقش یك زن لخت رو گذاشته تو یخ، می‏گه ولك چرا این طوری كردی؟ می‏گی گذاشتم برای بعد از ماه رمضان خراب نشه

  • به یه عربی بمب میدن میگن بزار یه جای شلوغ؟عربه می بره می زاره تو عروسی پسر عموش!

  • از یه آبادانی می پرسندجمعیت آبادان چندنفره؟میگه ولله بادهاتهای اطرافش ۶۰-۷۰میلیونی میشه

  • عربه می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن میكند

  • آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه، بلیط اتوبوسرانی آبادان رو میده دست راننده. یارو میگه: داداش این بلیط مال اینجا نیست. آبادانیه میگه: ولک روشو خوب توجه نکردی، نوشته آبادان و حومه

  • عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد

  • سه تا آبادانی داشتن برای هم خالی می‌بستند. اولی می‌گه: من مثل حضرت علی هستم. با یه دست در خیبرو از جا می‌كنم. دومی می‌گه: این كه چیزی نیست. من مثل حضرت عباسم. با یه ضربه شمشیر ۱۰۰ نفر رو می‌كشم. سومی چیزی نمی‌گه و زل می زنه به دریا و ساكت می‌شینه. دوستاش میگن: كا، چرا چیزی نمی‌گی؟ میگه: تا حالا دیدی حضرت مهدی حرف بزنه؟

  • به عربه می گن: رنگ مورد علاقه ات چیه ؟ میگه : قهوه ای نوك پستونی

  • عربه میره حرم امام رضا دعا میكنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده چهار پنج بار این حرفو تكرار كرد لره هم از اون طرف می گفت یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده چندین بار تكرار كرد عربه عصبانی میشه مگه ولك این هزارتومان بگیر بزار حواسش به ما باشه

  • یارو میره تو یك قهوه‌خونه، به قهوه‌چی میگه: داش حال میكنی یك جك عربی بگم؟! قهوه‌چیه میگه: ببین ولك، من خودم عربم، این یارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتیه. اونی كه رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جك عربی تعریف كنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد

  • یه آبادانی به مغازه میرود و میگوید بلوز داری مغازه دارمیگه نه میگه شلوار داری میگه نه آبادانی باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته كا لباس داریم

  • از عربه نوار مغزی می گیرند، می بینند بیست دقیقه اولش خالیه

  • یه عرب زنش دوقلو گیرش میاد میره حسابداری میگه آقا چند میشه میگه۱۰۰۰۰۰ تومان میگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم

  • یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چكار میكنی ؟ میگه : میفروشم . میرم كویت!!!

  • از آبادانی یه می پرسن: (قدس سره) یعنی چه؟آبادانی یه بعد از کلی فکر کردن می گه : یه چیزی توی مایه ی دمت گرم

  • آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد می زنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش می كنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پی چوندی!



  • داغ کن - کلوب دات کام
    نظرات() 
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر