تبلیغات
اس ام اس جوک داستان دانلودو.... - جوک2

جوک2

نویسنده :یونس فرخ
تاریخ:پنجشنبه 24 آذر 1390-01:57 ب.ظ

لره میاد تهران می بینه همه آستین کوتاه پوشیدن با خودش میگه : پس این تهرانی ها دماغشونو با چی پاک میکنن؟؟؟؟


 لره میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده


 به لره میگن: اگه رییس جمهور بشی چكارمیكنی؟ لره میگه پارتی پیدا میكنم میرم شركت نفت!


 لره در دانشگاه تاریخ میخونده. ازش میپرسند رشته تو چیه؟ میگه مهندسی اموات!


 لره رو برق میگیره فیوز میپره. فیوز رو میزنن لره میپره!


 لره نامزدش می گوزه از خنده سكته میكنه , تو اعلامیه اش می نویسن بادی وزید گلی پرپر شد ..


 از یه لره میپرسن آیا در لرستان مردان بزرگ هم به دنیا اومدن ؟لره میگه نه لرا فقط بچه به دنیامیارن.


 یه روز به لره میگن با درخت بید جمله بساز میگه:توحیاط ما یه درخت بید بید میگن:بید نه وبود میگه:تو حیاط مایهدرخت بود بید


+ نوشته شده در پانزدهم دی 1385ساعت 16:12 توسط علی | 2 نظر


یه روز یه یاروكفتر بازه میشنوه تو قزوین كفتری هستش كه با یه بال پرواز میكنه میره و اونو میخره میبره شهر ، خودشون ولی میبینه كفتره بادو بال پرواز میكنه شاكی میشه برمیگرده قزوین پیش فروشندش میگه عوضی ، این كه درست پرواز میكنه !!! یارو میگه بالام جان اینجا گزوینه و این كفترم از ترس كونش یه بالشو ، میگیره در كونش و پرواز میكنه .


 قزوینیه بن لادن رو پیدا می کنه می ره به بوش می گه: من بن لادن رو بهتون می دم ولی به جاش شماهم باید این پسره تو تایتانیک رو به من بدین
 ملت به آمریکا پشت می کنن..قزوینی ها میرن اقامت دایم آمریکا می گیرن
 دعای قزوینی: خودم پشتت . خدا پناهت
میدونی کی قزوین خالی از سکنه میشه؟؟!!فصل شالیکاری در رشت !!!!!!!!!!
 قزوینیها به برادر زن میگن: اشانتیون ازدواج.
 یه روز یه معلم قزوینی به شاگرد خود می گه تو درس كه نمی خونی باغ هم كه نمی ایی من نمی دونم تو چه طور تو میخواهی قبول شوی؟
 به قزوینیه میگن قزوین كجاست میگه اگه اراده كنی همین جا
 سه تا قزوینی میرن حموم عمومی بعد یک ساعت میگزره نمیان بیرون ، دو ساعت میگزره نمیان بیرون ...همینجوری سه ساعت ، چهار ساعت ، پنج ساعت میشه صاحب حموم شک میکنه میره ببینه چه خبره !میره میبینه صابون قزوینیا افتاده بوده زمین هیچ کدوم جرات برداشتنش و نداشتن
 یه روز تو صف نانوایی در قزوین دست نفر اول میره تو پریز برق تا ته صف همه میمیرن
 یه نفر یه قزوینیه رو میبینه میره جلو و كلی باهاش احوال پرسی میكنه اما قزوینیه زیاد تحویلش نمیگیره. بعد كه میره، قزوینیه برمیگیرده از پشت بهش نگاه میكنه میگه : رضا تویی؟ ببخشید كه نشناختمت .
 قزوینه عروسیش بود ، توی كارت عروسی می نویسه : همراه داشتن بچه الزامی است
 از یك قزوینی می پرسند چرا هنوز ازدواج نكردی؟میگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پیدا نكردم
 یه روز یه قزوینی زنگ خونشو پایین در نصب می كنه یه تابلو می زنه:لعنت به هر كس كه با پا زنگ بزنه
 به خاطر رفاه حال نماز گذاران قزوینی جا نماز با آینه بغل توزیع شد
 میدونید به فرمانده قزوین‌هاچی میگن ارباب حلقه‌ها
 قزوینیه تو خواستگاری جواب رد می شنوه، رو کون داداش عروس اسید می پاشه
 پیامگیر موبایل قزوینی : الان دستم بنده ببم جان. اگه پسری پیغام بذار . اگه دختری برو وگرنه می یام داداشتو........
 دو تا ریاضی دان قزوینی داشتن کوناشونو به هم می مالیدن می گن چه کار می کنید می گن مخرج مشترک می گیریم
 شاطر میگه نون تموم شد ...........قزوینیه می گه: تموم شد که شد .....چرا صف رو به هم می زنین
 می دونی یکی از باستانی ترین شهرهایه دنیا قزوینه!!! میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون شورت فرعون اون جا پیدا کردن
 جرج بوش دعوت میکنن قزوین وقتی مییاد مردم میریزن توی خیابان شعار میدن: دسته گل محمدی بچه گیات میومدی
   به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره
 قزوینی زنگ میزنه مسابقه مهتاب میگه : اخه نامردا پشت عکسم نشون بدید بذارید ما هم ببریم.
 آهنگ های مورد علاقه قزوینی هاو خواننده های محبوب آنها: ۱)فرشید امین به خاطر شعر عزیزم بگو بر می گردی. ۲)هایده به خاطر شعر کبوتر بچه کرده کاش بودی و می دیدی.
 محبوبیات قزوین: 1)محبوبترین خواننده: حامدحاکان 2)محبوبترین مکان:دُکان 3)محبوبترین ماشین: پیکان 4)محبوبترین فوتبالست: اّلیور کان 5)محبوبترین سازمان: حمایت از کودکان 6)محبوبترین شهر: اردکان 7)محبوبترین حیوان: پلیکان
قزوینییه با شوق و ذوق می ره یه چایی تبرک میخره تا درش باز می کنه می گه پس حمیدش کو.!؟...............
یك روز یك نفرمیره كنارزندان میبینه كه دوسربازخم شده اند ازشون می پرسه برای چه خم شده اید می گویند یك زندانی قزوینی اززندان فراركرده برایش تله گذاشته ایم.
قزوینی با پسرش تو قبرستون میرفتن یه چیزیو می بینه ماچ می کنه میذاره کنار! پسره میگه بابا نون بود؟ میگه نه استخون کون بود!!!
 قزوینه به زنش میگه بیا حرفای عاشقونه بزنیم . خانومش میگه اوكی اول تو شروع كن.......قزوینیه: داداشت خوبه عزیزم؟

+ نوشته شده در چهاردهم دی 1385ساعت 16:0 توسط علی | نظر بدهید


جشنواره فیلم اصفهان:1_یک تکه نان برای ده نفر 2_تا حالا موز خوردی؟3_ده نفر زیر یک چتر4_من اصغر 10 تومان دارم5_دیشب پیتزا خوردم


یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!
یه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه) میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , ترکه عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه .
یه روز از یه ترکه میپرست تا حالا قارچ خوردی؟ میگه نه ولی یه بار جر خوردم.
یك بار از یك تركه میپرسن به كی رای میدی میگه به آمپول زن سر كوچه میگن چرا میگه چون خیلی كان دیده0!
تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه0!

یه آدمخواره میره اردبیل.... از گشنگی میمیره!


یه آدمخوار ترکه رو دنبال میکنه، ترکه میره بالای درخت. آدمخواره میگه: بیا پایین! ترکه میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. ترکهمیگه: اِ....حالا که موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟

ترکه زن سبزه میگیره، گره اش میزنه


به ترکه میگن چهارده معصوم رو میشناسی؟میگه:آره. میگن اسم ببر. میگه: به اسم نمی شناسم به قیافه می شناسم.

ترکه هی می‌نشست و با گریه و زاری دعا می كرد و می گفت: یا امام رضا قربونت برم، یه كاری كن من توی مسابقه ارمغان بهزیستی صد میلیون تومن برنده بشم...یك شب امام رضا اومد به خواب زنش و بهش گفت: برو به این شوهرت بگو این كه این همه گریه و دعا می كنه آخه بره حداقل یك كارت ارمغان بخره كه من برنده‌اش كنم!


از ترکه میپرسن: امام اول كیه؟ یخورده فكر میكنه، میگه: بابا یك راهنمایی بكنید... میگن: شمشیرش معروفه.. میگه: آها... ZORO!
ترکه زن اسرائیلی میگیر... رو تشک حاضر نمیشه
به ترکه میگن با گزینش جمله بساز . میگه : گوز اینش خوبه که صدا داره اما بو نداره
 ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازتش دور !!!!
به ترکه میگن تلخ ترین خاطره ای که داری رو تعریف کن . میگه: وقتی داشتم جنازه یک بچه بمی رو خاک می کردم همش میگفت عمو جان من زنده ام
 ترکه از یه نفر میپرسه آقا قبله کدوم طرفه ؟ یارو میگه از این طرف . ترکه میگه :یعنی هنوز باید خیلی برم ؟!
 ترکه میره مکه برمیگرده بهش میگن چه خبر بود ؟ میگه : هیچی بابا بازم خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو شده بودن !!!!!!!
 ترکه میاد شیشه عینکشو پاک کنه یهو جو میگیردش خونه تکونی میکنه
غضنفر عینكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!
 ترکه به ننش میگه...ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی...من بی ننه میشدمااا
 یه روز توی كویر لوت یه تركه رو زیر لحاف پیدامیكنن ازش میپرسن شما تركین ؟ تركه میگه : مگه از زیر لحافم معلومه ؟  

+ نوشته شده در چهاردهم دی 1385ساعت 15:33 توسط علی | نظر بدهید


یه ترك میفته داخل چاه داد میزنه كمك یه نفر طناب میندازه پایین تركه رو میكشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش


2تا ترك میرن قله اورست رو فتح كنن وسط راه سردشون میشه برای اینكه گرمشون بشه به خودشون تلقین میكنن هوا گرمه. بعد از 1 هفته روزنامه ها تیتر میزنن 2 ترك در ارتفاعات هیمالیا بر اثر گرمازدگی جان دادن.


به ترکه میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی میگه با عرض معذرت


به ترکه میگن : تو مسابقات به چه مقامی فکر می کردی ؟ میگه به مقام معظم رهبری  





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر